کلمه ای که در دو انگشت بالاتر ملاحضه می کنید، به افرادی اطلاق می شه که اصولا لایک گر هستند. اینجور آدم ها اصولا یک مطلب می بینن که "بی تو زندگی رو نمی خواهم اصن..." می زنن، لایک، میان پایین تر نوشته" برو به درک، اینجوری اصنم بهتره..." دوباره می زنن لایک. :)
کلا آدم های خوبی هستن و جز تایید کردن کار دیگه ای نمی کنن. ماهی هایی هستن که سعی می کنن بی هیچ دردسری تو آب رودخونه شنا کنن و برن و برن که به سر منزل مقصود برسن.
خدا می دونه که مسیری که دارن می رن به کجاست و مسئله این جاست که اصلا این مسیر به جایی هم می رسه؟ توی تاریخ چندتا متلکک سراغ دارید که به جایی رسیده باشن. اصولا آدم هایی که به جایی رسیدن (در طول تاریخ) یا عقده ای ها و روانی هایی بودن، مثل انیشتین و هیتلر و اسکندر و چنگیز و الی آخر... که تا ته ته ته اش، پای یک چیز بودن. درست یا غلط، پاش موندن. رازش هم بگمونم همین باشه.
آها... در این رابطه توضیح ندادم، راستش به نظرم...منظورم اینه که طرز تفکرّم این هستش که آدم اگه بیاد و بره و دنیا قبل و بعد از اون هیچ فرقی با هم نداشته باشه که اصلا برای چی اومده؟! اگه قرار نیست من یه طرح و نقشی به این تار و پود هستی بزنم، پس چرا اومدم؟ چرا هستم؟ و مسئله اینه که با متلکک بودن نمی شه این طور بود. متلکک ها فقط خطوط موازی ای هستن که در کنار هم جرکت می کنن و به هیچ چیز و هیچ جایی نمی رسن. خدا می دونه البته... شاید هم رسیدن (هرچند که بعید می دونم!)
+ می گم هیچکدومتون یه بازی سراغ نداره که اصلا تموم نشه و آفلاین باشه؟ خیلی هم برای کامپیوتر سنگین نباشه؟
++ از تصور امتحان دادن وسط ماه رمضون پیشاپیش خسته ام می شه.
- این کتاب مردی به نام اوِه کتاب خوبیه، فقط نمی دونم چرا میلم نمی کشه ادامه اش بدم.
P.V Uncle Kevin: عمو دلم رماتیسم نویسی می خواد، :(
برچسب:
نویسنده: آروین پورحسین